دیکشنری فارسی

sardius

معنی فارسی

عقيق سرخ.

رجوع شود به sard

معنی کامل و مثال‌ها

/sär´dē ǝs/n.

● (انجیل) ساردیوس

● رجوع شود به: sard

تعریف انگلیسی

noun
  1. a deep orange-red variety of chalcedony

مترادف‌ها

noun
See sardel

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن