دیکشنری فارسی

sass

USsæs

معنی فارسی

سبزيجات خوراکي

ميوه ي خوشاب شده ، کمپوت

هرزه درايي، فحاشي، دشنام

معنی کامل و مثال‌ها

/sas/n., vt.

● (محلی) سبزیجات خوراکی

● (محلی) میوه‌ی خوشاب شده، کمپوت

● (عامیانه) هرزه‌درایی، فحاشی، دشنام

● (عامیانه) گستاخانه (با کسی) حرف زدن، بد و بیراه گفتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an impudent or insolent rejoinder “don't give me any of your sass”
  2. answer back in an impudent or insolent manner “don't sass me!” “The teacher punished the students who were sassing all morning” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن