sass
USsæs
معنی فارسی
سبزيجات خوراکي
ميوه ي خوشاب شده ، کمپوت
هرزه درايي، فحاشي، دشنام
معنی کامل و مثالها
/sas/n., vt.
● (محلی) سبزیجات خوراکی
● (محلی) میوهی خوشاب شده، کمپوت
● (عامیانه) هرزهدرایی، فحاشی، دشنام
● (عامیانه) گستاخانه (با کسی) حرف زدن، بد و بیراه گفتن
تعریف انگلیسی
verb
- an impudent or insolent rejoinder “don't give me any of your sass”
- answer back in an impudent or insolent manner “don't sass me!” “The teacher punished the students who were sassing all morning” “Somebody ----s”