دیکشنری فارسی

satchel

UKsætʃl

معنی فارسی

کيف (بند دار) خرجين بند دار چنته

معنی کامل و مثال‌ها

/sach´ǝl/n.

● (به ویژه برای دانش‌آموزان) کیف، کیف پشتی

تعریف انگلیسی

noun
  1. luggage consisting of a small case with a flat bottom and (usually) a shoulder strap

مترادف‌ها

noun
Bag, little sack.

واژه‌های دیگر با معنی «کيف (بند دار)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن