sate (1)
معنی کامل و مثالها
/sāt/vt.
● (گرسنگی یا تشنگی یا میل) اقناع کردن، خواباندن، برآورده کردن، سیر کردن، فرونشاندن (رجوع شود به: satiate)
● (از شدت سیری و غیره) وازده کردن یا شدن، بیزار کردن، اشباع کردن
foods that are too sweet sate me fast
خوراکهای خیلی شیرین زود مرا دلزده میکنند.
after a short while, the harem's pleasures sated him
پس از اندک زمانی، لذایذ حرمسرا او را اشباع کرد.