دیکشنری فارسی

satiable

UKseiʃəbl

معنی فارسی

شير شدني

معنی کامل و مثال‌ها

/sā´shǝ bǝl/adj.

● اقناع‌پذیر، سیر کردنی، سیر شدنی، سیرایی پذیر، فرونشاندنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of being sated “a satiable thirst” “a satiable appetite”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن