satin
UKsætin
US'sætən
معنی فارسی
اطلس دبيت اطلسي اطلسي کردن مهره کشيدن جلادادن پرداخت کردن
معنی کامل و مثالها
/sat´'n/n., adj.
● (از ریشهی عربی)
● (پارچهی ابریشمی یا نایلونی که روی آن براق و نرم و پشت آن کدر است) ساتن
● نرم، ساتنمانند
تعریف انگلیسی
noun
- a smooth fabric of silk or rayon; has a glossy face and a dull back