دیکشنری فارسی

satin

UKsætin US'sætən

معنی فارسی

اطلس دبيت اطلسي اطلسي کردن مهره کشيدن جلادادن پرداخت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/sat´'n/n., adj.

● (از ریشه‌ی عربی)

● (پارچه‌ی ابریشمی یا نایلونی که روی آن براق و نرم و پشت آن کدر است) ساتن

● نرم، ساتن‌مانند

تعریف انگلیسی

noun
  1. a smooth fabric of silk or rayon; has a glossy face and a dull back

واژه‌های دیگر با معنی «اطلس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن