saturable
UKsætʃərəbl
معنی فارسی
اشباع پذير سير شدني
معنی کامل و مثالها
/sach´ǝr ǝ bǝl/adj.
● اشباعپذیر، مالامال شدنی، سرشار شدنی، سیراییپذیر، سیرا، آغشتنی