دیکشنری فارسی

saturable (core) reactor

معنی فارسی

رآکتورر تنظيم پذير

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن