satyr
UKsætər
معنی فارسی
نيم خداي جنگلي ياروستايي که در نزد يوناني
ها گوش ودم اسب ، ديومرد
معنی کامل و مثالها
/sat´ǝr/n.
● (اسطورهی یونان - موجودی که سروسینهی انسان و دست و پا و شاخ و گوش بز را داشت) ساتیر
● آدم هرزه، شهوتپرست، هیز
● (مرد) مبتلا به شبق مفرط
● (جانورشناسی) پروانهی خالدار (از تیرهی satyrid - Satyridae هم میگویند)
تعریف انگلیسی
noun
- one of a class of woodland deities; attendant on Bacchus; identified with Roman fauns
- man with strong sexual desires