دیکشنری فارسی

saury

معنی فارسی

ماهي باريک اندام ودراز منقار اقيانوس اطلس.

معنی کامل و مثال‌ها

/sôr´ē/n., pl.

● (جانورشناسی) ساری (ماهی دراز پوز و باریک بدن از تیره‌ی Scomberesocidae و راسته‌ی Atheriniformes)

تعریف انگلیسی

noun
  1. slender long-beaked fish of temperate Atlantic waters

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن