دیکشنری فارسی

savant

UKsævənt USsə'vɔnt

معنی فارسی

دانشمند

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ vänt´/n., pl.

● دانشمند، عالم، دانا

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who has been admitted to membership in a scholarly field

مترادف‌ها

noun
Scholar, learned man, erudite person, one of the literati, man of science.

واژه‌های دیگر با معنی «دانشمند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن