save (2)
معنی کامل و مثالها
/sāv/prep.
● سوای، بجز، به استثنای
we know nothing about him save that he has recently gotten married
دربارهی او هیچ نمیدانیم سوای اینکه به تازگی زن گرفته است.
all came save two
همه آمدند به جز دو نفر.
● (قدیمی) مگر، مگر آنکه، وگرنه