دیکشنری فارسی

save (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/sāv/prep.

● سوای، بجز، به استثنای

we know nothing about him save that he has recently gotten married

درباره‌ی او هیچ نمی‌دانیم سوای اینکه به تازگی زن گرفته است.

all came save two

همه آمدند به جز دو نفر.

● (قدیمی) مگر، مگر آنکه، وگرنه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن