saving (2)
معنی کامل و مثالها
/sā´viŋ/prep., conj.
● (نادر)
● بلانسبت شما، بلانسبت، اگر جسارت نکرده باشم
saving your grace
اگر به حضرتعالی جسارت نباشد
● جز، بجز، به استثنای، مگر
/sā´viŋ/prep., conj.
● (نادر)
● بلانسبت شما، بلانسبت، اگر جسارت نکرده باشم
saving your grace
اگر به حضرتعالی جسارت نباشد
● جز، بجز، به استثنای، مگر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن