دیکشنری فارسی

scaliness

UKskælinəs

معنی فارسی

پوشيدگي از پولک يا فلس ، جرم گرفتگي ،

تورق ، پستي ، نکبت

معنی کامل و مثال‌ها

/skāl´ē nis/n.

● داشتن حالت فلسی، فلس مانندی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the property of being scaly

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن