دیکشنری فارسی

scalp

UKskælp USskælp

معنی فارسی

پوست فرق سر ، پوست سر بام ، فرق سر ،

قله گردوبرهنه ، پوست سر (کسيرا) کندن

معنی کامل و مثال‌ها

/skalp/n., vt., vi.

پوست سر (که از مو پوشیده است)

(به ویژه سرخپوستان آمریکای شمالی) بریدن پوست سر دشمن (که آن را خشک می‌کردند و به عنوان یادبود پیروزی نگه می‌داشتند)

they killed and scalped Custer and his men

کاستر و مردانش را کشتند و پوست سر آنها را کندند.

پوست سر بریده و خشک کرده

نشان پیروزی

پوست سر سگ یا گرگ یا روباه

گوشبری کردن، کلاهبرداری کردن، گول زدن، مغبون کردن

(به ویژه ورزش) سخت شکست دادن

to scalp a tennis opponent

حریف تنیس خود را سخت شکست دادن

(برای سودبری فوری) خرید و فروش کردن، در بازار سیاه بلیط سینما و تئاتر و غیره خرید و فروش کردن

they were scalping tickets at double the going price

آنها بلیط‌ها را در بازار سیاه به دو برابر قیمت می‌فروختند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. sell illegally, as on the black market “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. remove the scalp of “The enemies were scalped” “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن