scandalmonger معنی فارسی بد گو معنی کامل و مثالها /skan´dǝl muŋ´gǝr/n.● شایعه پراکن، رسوایی گستر، ننگ گستر واژههای دیگر با معنی «بد گو» slanderous بد گو، تهمت زن whisperer نجوا کن، بد گو، غيبت کن scurrile فحاش، بد دهن، ناسزا گو.