scapegoat
UKskeipgout
US'skeıp'gəut
معنی فارسی
سپر بلا ، وجه المصالحه ،
کسيکه چوب ديگران را ميخورد ميخورد ، بز طليقه
معنی کامل و مثالها
/skāp´gōt´/n., vt., vi.
● (در اصل - یهودیان باستان) بز قربانی که خاخام گناهان مردم را در گوشش میخواند و سپس میگذاشت فرار کند
● سپر بلا، بلاگردان، کسی که گناه دیگران را به گردن او میاندازند
jews were made a scapegoat for all of Germany's misfortunes
یهودیان را عامل همهی بدبختیهای آلمان شمردند.
● سپر بلا کردن