دیکشنری فارسی

scarabaeid

معنی فارسی

وابسته به سوسک سرگين غلتان، گوگاري

رجوع شود به scarab

معنی کامل و مثال‌ها

/skar´ǝ bē´id/n., adj.

● وابسته به سوسک سرگین غلتان، گوگاری

● رجوع شود به: scarab

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of numerous species of stout-bodied beetles having heads with horny spikes

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن