دیکشنری فارسی

scarf (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/skärf/n., pl.

● روسری، چارقد، سرانداز، لچک، باشامه

● شال گردن

● اشارپ، شال

● (ارتش) کاشکول

● روسری سر کردن، با چارقد یا شال پوشاندن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن