scarf (2)
معنی کامل و مثالها
/skärf/n., pl.
● (نجاری) اتصال، (اتصال) نیم و نیم، (آهنگری و وصله زنی) نیما نیم (scarf joint هم میگویند)
● پهلوی نهنگ را بریدن (برای درآوردن پیه)، شکاف یا بریدگی پهلوی نهنگ
● به هم متصل کردن، نیما نیم به هم وصل کردن، دارای زبانه و مادگی کردن