دیکشنری فارسی

scarf (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/skärf/n., pl.

● (نجاری) اتصال، (اتصال) نیم و نیم، (آهنگری و وصله زنی) نیما نیم (scarf joint هم می‌گویند)

● پهلوی نهنگ را بریدن (برای درآوردن پیه)، شکاف یا بریدگی پهلوی نهنگ

● به هم متصل کردن، نیما نیم به هم وصل کردن، دارای زبانه و مادگی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن