دیکشنری فارسی

scathing

UKskeiðiŋ US'skeıðıŋ

معنی فارسی

زيان رسان ازارنده سوزاننده ازارنده برخورنده

معنی کامل و مثال‌ها

/skā´thiŋ/adj.

● (سخن یا حمله و غیره) تند، کوبنده، خرد کننده، تلخ

her scathing remarks

اظهارات بسیار تند او

the scathing scorn of Ahmad's stepmother

تحقیر خرد کننده‌ی نامادری احمد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked by harshly abusive criticism “his scathing remarks about silly lady novelists” “her vituperative railing”

واژه‌های دیگر با معنی «زيان رسان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن