scattershot
US'skætə'ʃɔt
معنی فارسی
پراکنده شونده پخشي پخش و پلا قاتيپاتي ولو گسترده
معنی کامل و مثالها
/-shät´/adj.
● (فشنگ ساچمهای) پراکنده شونده، پخشی
● (مجازی) پخش و پلا، قاتیپاتی، ولو، گسترده
scattershot criticism
انتقاد گسترده