scenography
معنی فارسی
تصويرمنظره از روي قاعده مناظر ومرايا ،
نقاشي پرده هاي مايش
معنی کامل و مثالها
/sē näg´rǝ fē/n.
● (به ویژه در یونان باستان) نقاشی صحنهی نمایش، پس آویزنگاری
تصويرمنظره از روي قاعده مناظر ومرايا ،
نقاشي پرده هاي مايش
/sē näg´rǝ fē/n.
● (به ویژه در یونان باستان) نقاشی صحنهی نمایش، پس آویزنگاری
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن