schedar معنی فارسی صدر ، آلفا - ذات الکرسي واژههای دیگر با معنی «صدر» grand-vizier صدر اعظم، وزير اعظم foretoppsail بادبان بالاي شراع صدر. sedilia يکي از سه صندلي محراب يا صدر کليسا. thoraces (صندوقه) سينه، صدر، قفسه سينه thorax (صندوقه) سينه، صدر، قفسه سينه alpha-cassiopeiae آلفا - ذات الکرسي، صدر top billing بالاترين قسمت اگهي سينما، صدر اعلان. foresail بادبان عمده دکل جلوي کشتي، بادبان پايين، شراع صدر primeminister نخست وزير، رئيس الوزرا، صدر اعظم chanc مخفف:، صدراعظم، رئيس دانشگاه