دیکشنری فارسی

schematically

UKskimætikɑːliː

معنی فارسی

بطورطرح ياخلاصه ، مطابق نمونه کلي يا قراردادي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a schematic manner “schematically outlined” “Derived from adjective: schematic”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن