scheme of colour معنی فارسی رنگ بندي طرح رنگ واژههای دیگر با معنی «رنگ بندي» kraft کاغذ محکم قهوه اي رنگ مخصوص بسته بندي. coloration رنگ اميزي، رنگ بندي، رنگ زني tonalitiesMusic چگونگي صدا، اهنگ، مايه tonality چگونگي صدا، اهنگ، مايه nondescript غيرقابل طبقه بندي، وصف ناپذير، نامعين. cocooning رنگ کردن هواپيما، روکش دادن بدنه هواپيما، آب بندي کردن درز وسايل هواپيما