دیکشنری فارسی

schizo

معنی فارسی

شخص مبتلا به بيماري جنون جواني.

معنی کامل و مثال‌ها

/skit´sō, skiz´ō/adj., n., pl.

● (عامیانه) رجوع شود به: schizophrenic

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن