دیکشنری فارسی

schoolboy

UKskuːlbɔi US'sku:l'bɔı

معنی فارسی

شاگرد اموزشگاه شاگرد دانش اموز

معنی کامل و مثال‌ها

/skōōl´boi´/n.

پسر مدرسه، (پسر) شاگرد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن