دیکشنری فارسی

schoolgirl

UKskuːlgəːl US(noun) ['sku:lgəl

معنی فارسی

دختر مدرسه شاگرد

معنی کامل و مثال‌ها

/skōōl´gu_rl´/n.

● دختر مدرسه، (دختر) شاگرد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a girl attending school

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن