دیکشنری فارسی

schoolmate

UKskuːlmeit US'sku:l'meıt

معنی فارسی

هم مدرسه دوست.

معنی کامل و مثال‌ها

/-māt´/n.

همکلاسی، همدرس، همدوره، همشاگردی

Khezri is one of my old schoolmates

خضری یکی از همشاگردی‌های قدیمی من است.

واژه‌های دیگر با معنی «هم مدرسه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن