scissor
معنی فارسی
قيچي کردن
معنی کامل و مثالها
/siz´ǝr/vt., n.
● با قیچی بریدن، قیچی کردن
● قیچی
تعریف انگلیسی
verb
- cut with or as if with scissors “Somebody ----s something”