دیکشنری فارسی

scissor

معنی فارسی

قيچي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/siz´ǝr/vt., n.

● با قیچی بریدن، قیچی کردن

● قیچی

تعریف انگلیسی

verb
  1. cut with or as if with scissors “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن