دیکشنری فارسی

sclaff

معنی فارسی

ضربه چوب به زمين و سپس به گوي بجاي ضربه

مستقيم به گوي (گلف)

معنی کامل و مثال‌ها

/sklaf, skläf/vi., vt., n.

● (بازی گلف - هنگام زدن چوگان به گوی) زمین را خراشاندن

● ضربه‌ی همراه با خراش زمین

● (زمین) خراشیده شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a poor golf stroke in which the club head hits the ground before hitting the ball
  2. strike (a golf ball) such that the ground is scraped first “Somebody ----s something” “The fighter managed to sclaff his opponent”
  3. strike (the ground) in making a sclaff “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «ضربه چوب به زمين و سپس به گوي بجاي ضربه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن