sclaff
معنی فارسی
ضربه چوب به زمين و سپس به گوي بجاي ضربه
مستقيم به گوي (گلف)
معنی کامل و مثالها
/sklaf, skläf/vi., vt., n.
● (بازی گلف - هنگام زدن چوگان به گوی) زمین را خراشاندن
● ضربهی همراه با خراش زمین
● (زمین) خراشیده شدن
تعریف انگلیسی
verb
- strike (a golf ball) such that the ground is scraped first “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “The fighter managed to sclaff his opponent”
- strike (the ground) in making a sclaff “Verb Frames:” “Somebody ----s something”