دیکشنری فارسی

sclaff

معنی فارسی

ضربه چوب به زمين و سپس به گوي بجاي ضربه

مستقيم به گوي (گلف)

معنی کامل و مثال‌ها

/sklaf, skläf/vi., vt., n.

(بازی گلف - هنگام زدن چوگان به گوی) زمین را خراشاندن

ضربه‌ی همراه با خراش زمین

(زمین) خراشیده شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. strike (a golf ball) such that the ground is scraped first “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “The fighter managed to sclaff his opponent”
  2. strike (the ground) in making a sclaff “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «ضربه چوب به زمين و سپس به گوي بجاي ضربه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن