دیکشنری فارسی

sclerosed

معنی فارسی

سختيده متصلب سخت شده پينه بسته سفتي اسکلروز

معنی کامل و مثال‌ها

/skli rōst´/adj.

● سختیده، متصلب، سخت شده، پینه‌بسته، سفتی، اسکلروز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or having sclerosis; hardened “a sclerotic patient” “Pertains to noun: sclerosis, sclerosis (for: sclerotic)”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن