دیکشنری فارسی

sclerotic

UKsklərɔtik

معنی فارسی

سفيده چشم ، صلبيه ، وابسته به صلبيه ،

دچار سفت شدگي بافتها

معنی کامل و مثال‌ها

/skli rät´ik/adj.

● وابسته به سختینه، صلبیه‌ای، سختینه‌ای

● سخت، متصلب، سختیده

● سختینه، صلبیه

● پینه‌زده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or having sclerosis; hardened “a sclerotic patient” “Pertains to noun: sclerosis (for: sclerosed), sclerosis”
  2. of or relating to the sclera of the eyeball “sclerotic tissue” “Pertains to noun: sclera”

مترادف‌ها

noun
(Anatomy) White of the eye.

واژه‌های دیگر با معنی «سفيده چشم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن