scoff (2)
معنی کامل و مثالها
/skäf/n., vt., vi.
● (انگلیس - خودمانی)
● خوراک، روزی
● خوردن، بلعیدن
● چاپیدن، تصاحب کردن
/skäf/n., vt., vi.
● (انگلیس - خودمانی)
● خوراک، روزی
● خوردن، بلعیدن
● چاپیدن، تصاحب کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن