دیکشنری فارسی

sconce (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/skäns/n., vt.

● دژ کوچک، جان پناه، سنگر

● (قدیمی) کلبه، کاشانه

● (قدیمی) کلاهخود

● جمجمه

● مخ، سر، کله

● جان‌پناه ساختن، سنگر بستن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن