دیکشنری فارسی

scoot

USsku:t

معنی فارسی

بسرعت ومثل تير شهاب رفتن ، جستن ،

سرعت داشتن ، ناگهان سرخوردن ، ليز خوردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/skōōt/vi., vt., n.

● (عامیانه)

● با شتاب رفتن، تاخت رفتن

● عزیمت با شتاب

تعریف انگلیسی

verb
  1. run or move very quickly or hastily “She dashed into the yard” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن