scorbutic
معنی فارسی
داراي خون فاسد ، اسقريوطي ،
کسي که خونش فاسد شده است
معنی کامل و مثالها
/skôr byōōt´ik/adj.
● (پزشکی) وابسته به اسکوربوت (scurvy)، اسکوربوتی (scorbutical هم میگویند)
داراي خون فاسد ، اسقريوطي ،
کسي که خونش فاسد شده است
/skôr byōōt´ik/adj.
● (پزشکی) وابسته به اسکوربوت (scurvy)، اسکوربوتی (scorbutical هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن