دیکشنری فارسی

scoria

معنی فارسی

تفاله معدني کف

معنی کامل و مثال‌ها

/skôr´ēǝ/n., pl.

● (فلزکاری) سرباره، ریماه، داش، تفاله‌ی فلز، مواد زاید

● گدازه‌ی خاکستر شده، گدازه‌ی خاک

تعریف انگلیسی

noun
  1. the scum formed by oxidation at the surface of molten metals

مترادف‌ها

noun
Dross, slag, recrement.

واژه‌های دیگر با معنی «تفاله معدني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن