دیکشنری فارسی

scrabble

UKskrəbl US'skræbəl

معنی فارسی

دست مالي کردن خط خط کردن سرسري چيز نوشتن بالارفتن تقلاکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/skrab´ǝl/n., vt., vi.

(برای یافتن چیزی) پنجه (بر زمین) کشیدن، خراشاندن، چنگ زدن

she fell scrabbling on the dirt and begging

بر خاک چنگ می‌زد و التماس می‌کرد.

(با خط بد یا با شتاب) نوشتن

words scrabbled on the door

کلماتی که با خط بد روی در نوشته شده بود

تقلا کردن، تکاپو کردن

by hard scrabbling he succeeded in pulling the cart out of the gutter

با تقلای سخت موفق شد گاری را از جوی بیرون بیاورد.

(خوراک و غیره) با شتاب تهیه کردن، سرهم کردن

she scrabbled up a supper out of the leftovers

با سرهم کردن پس‌مانده‌ها شام درست کرد.

رجوع شود به: scribble

تقلا، تکاپو، چنگ زنی، خراشیدن (با پنجه یا چنگال)

(نوعی بازی با مهره‌های حاوی حروف الفبا) اسکرابل

تعریف انگلیسی

verb
  1. feel searchingly “She groped for his keys in the dark” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. write down quickly without much attention to detail “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

I. verb active
Scribble, scrawl, scratch.
II. verb neuter
Scribble, scrawl.
III. noun
Scramble, struggle.

واژه‌های دیگر با معنی «دست مالي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن