دیکشنری فارسی

scraggly

UKskrægliː US'skræglı

معنی فارسی

نابرابر و تنک کم پشت کوسه تنک

معنی کامل و مثال‌ها

/skrag´lē/adj.

نابرابر و تنک، کم پشت، کوسه، تنک

a scraggly beard

ریش کوسه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن