دیکشنری فارسی

scram

معنی فارسی

فورا برو فوري رفتن بسرعت دور شدن جيم شدن. خاموش کردن خاموش سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/skram/n., vt., vi.

● (خودمانی)

● با شتاب رفتن، (امر) گم شو!، برو!

you are not wanted here, so, scram!

اینجا خواهان نداری بنابراین برو گمشو!

● (نیروگاه اتمی را) خاموش کردن

within a matter of seconds, the whole plant can be scrammed

همه‌ی نیروگاه را می‌توان ظرف چند ثانیه خاموش کرد.

● (نیروگاه اتمی) خاموش سازی

تعریف انگلیسی

verb
  1. leave immediately; used usually in the imperative form “Scram!” “Something ----s” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن