scram
معنی فارسی
فورا برو فوري رفتن بسرعت دور شدن جيم شدن. خاموش کردن خاموش سازي
معنی کامل و مثالها
/skram/n., vt., vi.
● (خودمانی)
● با شتاب رفتن، (امر) گم شو!، برو!
you are not wanted here, so, scram!
اینجا خواهان نداری بنابراین برو گمشو!
● (نیروگاه اتمی را) خاموش کردن
within a matter of seconds, the whole plant can be scrammed
همهی نیروگاه را میتوان ظرف چند ثانیه خاموش کرد.
● (نیروگاه اتمی) خاموش سازی