دیکشنری فارسی

scram

معنی فارسی

فورا برو فوري رفتن بسرعت دور شدن جيم شدن. خاموش کردن خاموش سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/skram/n., vt., vi.

(خودمانی)

با شتاب رفتن، (امر) گم شو!، برو!

you are not wanted here, so, scram!

اینجا خواهان نداری بنابراین برو گمشو!

(نیروگاه اتمی را) خاموش کردن

within a matter of seconds, the whole plant can be scrammed

همه‌ی نیروگاه را می‌توان ظرف چند ثانیه خاموش کرد.

(نیروگاه اتمی) خاموش سازی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن