دیکشنری فارسی

screamer

UKskriːmər US'skri:mə

معنی فارسی

دادزن ، فريادزن ،

سخني که ادم را ازخنده روده برکند ،

نمونه بسيار خوب

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● (آدم) جیغ جیغو، اهل جیغ و داد

● (امریکا - خودمانی - روزنامه) سرعنوان بحث انگیز، عنوان چشمگیر

● (خودمانی - چاپ) علامت تعجب (!)

● جارچی

● (جانورشناسی) مرغ جارزن (تیره‌ی Anhimidae راسته‌ی Anseriformes - بومی امریکای جنوبی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who communicates vocally in a very loud voice
  2. a sensational newspaper headline
  3. gooselike aquatic bird of South America having a harsh trumpeting call
  4. a very hard hit ball

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن