screamer
UKskriːmər
US'skri:mə
معنی فارسی
دادزن ، فريادزن ،
سخني که ادم را ازخنده روده برکند ،
نمونه بسيار خوب
معنی کامل و مثالها
/-ǝr/n.
● (آدم) جیغ جیغو، اهل جیغ و داد
● (امریکا - خودمانی - روزنامه) سرعنوان بحث انگیز، عنوان چشمگیر
● (خودمانی - چاپ) علامت تعجب (!)
● جارچی
● (جانورشناسی) مرغ جارزن (تیرهی Anhimidae راستهی Anseriformes - بومی امریکای جنوبی)
تعریف انگلیسی
noun
- someone who communicates vocally in a very loud voice
- a sensational newspaper headline
- gooselike aquatic bird of South America having a harsh trumpeting call
- a very hard hit ball