scrimshaw
US'skrım'ʃɔ
معنی فارسی
حکاکي روي استخوان استخوان نگاره استخوان نگاري کردن
معنی کامل و مثالها
/skrim´shô´/n., vt., vi.
● حکاکی روی استخوان (به ویژه استخوان نهنگ و غیره که در مسافرتهای طولانی ملوانان انجام میدادند)، استخوان نگاره
● استخوان نگاری کردن
تعریف انگلیسی
noun
- a carving (or engraving) on whalebone, whale ivory, walrus tusk, etc., usually by American whalers