دیکشنری فارسی

scrimshaw

US'skrım'ʃɔ

معنی فارسی

حکاکي روي استخوان استخوان نگاره استخوان نگاري کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/skrim´shô´/n., vt., vi.

● حکاکی روی استخوان (به ویژه استخوان نهنگ و غیره که در مسافرت‌های طولانی ملوانان انجام می‌دادند)، استخوان نگاره

● استخوان نگاری کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a carving (or engraving) on whalebone, whale ivory, walrus tusk, etc., usually by American whalers

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن