دیکشنری فارسی

script

UKskript USskrıpt

معنی فارسی

اصل سند ، دستخط ،

حروف چاپي که مانندستخط باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/skript/n., vt.

● دستخط، خط، نوع دستخط (handwriting هم می‌گویند)

Nasta'leegh script

خط نستعلیق

it is in Chinese script

به خط چینی نوشته شده است.

● الفبا، وات‌ها (letters هم می‌گویند)

● نسخه‌ی خطی، دستنوشته، دستنویس

● نمایشنامه (به ویژه رادیو و تلویزیون)، فیلمنامه، سناریو

● فیلمنامه نوشتن، نمایشنامه نوشتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a written version of a play or other dramatic composition; used in preparing for a performance
  2. something written by hand “she recognized his handwriting” “his hand was illegible”
  3. a particular orthography or writing system
  4. write a script for “The playwright scripted the movie” “Somebody ----s something” “Sam and Sue script the movie”

واژه‌های دیگر با معنی «اصل سند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن