دیکشنری فارسی

scrobiculate

معنی فارسی

شياردار

معنی کامل و مثال‌ها

/skrō bik´yǝ lit/adj.

● (زیست شناسی) شیاردار، ناصاف

واژه‌های دیگر با معنی «شياردار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن