scrub (1)
معنی کامل و مثالها
/skrub/n., adj.
● درخت کم رشد، نیمه خشکیده، خار و خاشاک انبوه
● زمین پوشیده از خار و خاشاک، خاردشت
● (جانور) کم رشد، پست نژاد، لاغر و استخوانی
● (ورزش) بازیکنی که عضو رسمی تیم نیست، (جمع) تیم متشکل از بازیکنان وازده، گروه دست دوم
● پست، بد تبار، بد، غیر اصیل
● ریغماسی، فسقلی