دیکشنری فارسی

scrubbed

UKskrʌbd USskrʌbd

معنی فارسی

زميني که از خاروخاشاک ودرختان رشدنکرده

پوشيده باشد ، خارستان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. made clean by scrubbing “fresh-scrubbed floors” “boys with scrubbed necks and faces”

مترادف‌ها

adjective
See scrubby.

واژه‌های دیگر با معنی «زميني که از خاروخاشاک ودرختان رشدنکرده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن