دیکشنری فارسی

scruffy

UKskrʌfai US'skrʌfı

معنی فارسی

ژوليده ناهنجار ناسترده .

معنی کامل و مثال‌ها

/skruf´ē/adj.

● کثیف، درهم ریخته، نامرتب

● پاره‌پوره، ژنده، مندرس

تعریف انگلیسی

adjective
  1. shabby and untidy “a surge of ragged scruffy children” “he was soiled and seedy and fragrant with gin"- Mark Twain”

واژه‌های دیگر با معنی «ژوليده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن