دیکشنری فارسی

sculpsit

معنی فارسی

کار (فلان) ، انرا تراشيده يا حجاري کرد

معنی کامل و مثال‌ها

/skulp´sit/

● (لاتین - پس از نام تندیسگر می‌آید)... تندیسگر، ... مجمسه ساز، عمل...

P. Arzhang, sculpsit

پ. ارژنگ ... تندیسگر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن